سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 18 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

عزیزم سه ماهگیت مبارکککک

عزیزدلم سلام امروز سه ماهه شدی. مبارک باشه عزیزدل مامانی خیلی خوشحالم که خدا فرشته ای مثل تو رو بهمون داده. امیدوارم که لیاقتشو داشته باشیم و بتونیم به نحو احسن تربیتت کنیم. سه ماه از سه نفره شدنمون میگذره.... چقدر شیرینه لحظه ای که از خواب بیدار میشی و وقتی میام بالا سرت و منو میبینی کلی ذوق میکنی و میخندی. هیچوقت نمی تونستم تصور کنم که چنین حالتی اینقدر شیرین میشه .... خدایا شکرت دیشب تا ساعت 5 صبح بالا سرت بیدار بودم... خودتم خیلی خسته بودی اما تا یه ذره می خوابیدی از درد لثه هات بیدار میشدی... با انگشتم دیفن هیدرامین زدم روی لثه هات تا خوابت برد. قربونت برم تقریبا دو هفته ای میشه که حسابی از دهنت آب...
8 آذر 1393

بیماریهای تو

عزیزدلم از دو روزگی فهمیدیم که زردی داری... آزمایش خون دادی و فهمیدیم گریدش 8 هستش. باید واست دستگاه میگرفتیم و دو روز زیرش می خوابیدی. اما از اونجایی که شما بشدت گرمایی هستی خیلی زود کلافه میشدی و گریه میکردی که درت بیاریم. اینجا زیر دستگاه خوابیدی: دکتر دارو واست تجویز کرد و من هم پرهیز غذایی کردم تا یکم پایین اومد. اما دوباره زردیت بالا رفت تا اینکه رفتیم پیش خانم دکتر و ایشون شما رو حجامت کرد. تقریبا سر بیست روزگیت دیگه خوب خوب شده بودی واکسن دو ماهگیت و که زدیم خیلی بی حال شدی. کلی حالم گرفت. گریه نمیکردی اما همش ناله میکردی حتی نمی تونستی درست شیر بخوری. عادت داری همش پاهاتو اینطوری میکنی: اما اون دو روز اونقدر بیحا...
4 آذر 1393

روزانه های تو

عزیزدلم سلام ببخش که دارم با یه تاخیر طولانی واست می نویسم. تا چهل روزگیت پیش مامان جون اینا بودیم و به نت دسترسی نداشتم. واسه واکسن دو ماهگیت هم رفتیم اونجا که اگه تب کردی مامان جون که تجربه اش بیشتره بمون کمک کنه و یکم هم درگیر مقاله ام بودم واسه همین الان اومدم اپدیت کنم وبلاگتو. اما هیچ تو فکر نباش. تمام رویدادهای بزرگ و تو دفتر ثبت کردم که بعد بیام اینجا هم واست بنویسم. اولین حمام  (دو روزگیت)            93/6/10 افتادن نافت (چهارروزگیت)          93/6/12  اولین باری که پی پی تو شستم 93/6/13 ختنه شدی (بیست و پنج روزگی) 93/7/2 اولین باری که...
4 آذر 1393

مادر یعنی...

مادر یعنی کسی که تا میفهمه دخترش درد زایمان گرفته، زندگیشو رها میکنه و میره سمت دخترش مادر یعنی کسی که پشت در اتاق زایمان با هر جیغ دخترش، یکی از تارهای مویش سفید میشه مادر یعنی کسی که چهل شب پابه پای دخترش شب بیداری میکشه مادر یعنی کسی که علیرغم خستگی زیادش واسه تقویت دخترش کلی چیزهای مقوی درست میکنه مادر یعنی کسی که همه ی کارهای نینی رو میکنه تا دخترش کم کم یاد بگیره بچه داری رو مادر یعنی کسی که با هر صدای گریه ی نینی از خواب بیدار میشه و وقتی می بینه نینی شیر می خواد، به دخترش میگه ببخشید نمی تونم شیرش بدم وگرنه نمیذاشتم تو الان شب بیداری بکشی و خودم بیدار می موندم مادر یعنی کسی که  از ته دل خونه ی دخترش و واس...
2 آذر 1393

پدر یعنی ...

پدر یعنی کسی که راحتی همسر و نینی کوچیکش رو به راحتی خودش ترجیح میده پدر یعنی کسی که چهل روز تنهایی میکشه اما اخم به ابرو نمیاره پدر یعنی کسی که وقتی که خیلی خسته است و فردا صبح زود باید بره سرکار با صدای گریه ی نینی کوچولوش عصبانی نمیشه و شب رو پیش نینی میخوابه پدر یعنی کسی که وقتی همسرش تو کارای بچه داری به کمکش نیاز داره با وجود خستگیش نه نمیگه پدر یعنی کسی که وقتی همسرش به دلیل شب بیداری فرداش نمی تونه غذا درست کنه، اصلا به روش نمیاره پدر یعنی کسی که وقتی دوستاش بهش میگن پسرت اصلا می شناسدت؟ در جوابشون لبخند میزنه و باز هم هروقت همسرش ازش بخواد که بره پیش مامانش اینا، نه نمیگه پدر یعنی بابامحمد قدرشو ب...
2 آذر 1393

فرشته ی آسمونی ما زمینی شد...

فرشته ی آسمونی من در روز 8 شهریور با وزن 3 کیلوگرم و دور سر 35/5 و قد 49 سانتیمتر، زمینی شد جوجه ی ما عجله داشت و توی 38 هفته و یک روز یعنی 16 روز جلوتر بدنیا اومد. عزیزدلم بعدا میام میام خاطره ی زایمانمو کامل واست می نویسم. خدارو صدهزار مرتبه شکرمیکنم واسه تولد شما و اینکه زایمان طبیعی خوبی داشتم..... خدایا هزاران مرتبه شکر **************************************************************** این عکس و وقتی تازه متولد شده بودی تو بیمارستان ازت گرفتم اینم عکس 18 روزگیت ...
29 شهريور 1393

دومین روز از ماه تولدت...

سلام مامانی امروز دوم شهریوره... یعنی دو روزی میشه که وارد ماه تولدت شدیم و مامان بیش از اندازه چشم انتظاره. از وقتی که وارد هفته 37 شدم و میدونم که نینی به لطف خدا دیگه کامل و رسیده است، همش چشم انتظار دردهای زایمانم که منجر به تولد شما میشه اما امروز که رفتم بهداشت، خانم ماما بهم گفت که هنوز سر نینیت نیومده تو لگن و من الان خیلی پکرم چون میدونم تا اومدن سر کوشولوت تو لگن مامانی و زایمان هنوز راه زیادی دارم.... هرچند که محمدمهدی پسر خاله فاظمه ات واسم سونوگرافی کرده و بهم گفته نی نی تون دهم بدنیا میاد یعنی تقریبا هشت روز دیگه.... نمیدونم چقدر میتونم رو حرفش حساب کنم ولی خب وقتی شما هنوز سه ماهت بود و جنسیتت مشخص نب...
2 شهريور 1393